چه بد مذهبی است آن مذهب که به همسران بهترین انسان و به امهّات المؤمنین طعنه می زند!!
[10]- نگا: تفسیر القمی 2/377، والبرهان، البحرانی 4/358
آيا به اين پرسش انديشيدهاى
خواننده عزيز: اگر خواسته باشي با زني ازداواج كني، و پيش از ازدواج متوجه شدي كه آن زن مبتلابه بيماري سرطان است، آيا باز هم به چنين ازدواجي تن ميدهي؟
بلكه اگر زن سالم بود، اما ميدانستي كه پس از ده سال فلج ميشود و يا فرزندان عقب مانده و ناقصي به دنيا ميآورد با زهم با او ازدواج ميكردي؟
نظر شما در باره كسي كه اين را ميداند و باز هم به آن ازدواج تن ميدهد، چيست؟
ادامه مطلب
من به یک چیز خیلی جالب پی بردم که ما آدما می گویم که خدا و رسول او را قبول و به خداوندی که جان من دست اوست به بعضی از ما ....
در این جا می خواهم از مادرم عایشه بگویم در جواب کسی که می گوید مادرمان عایشه ( رضه الله
عنه).................
در وبلاگی که می گوید از علــی (رضی الله عنــه) دفاع می کند و می گوید که حق با آن حضرت بوده.
باید اول بگویم تهمت به مادر مسلمانان تهمت به مادر خود مان هست چون اگر من و شما به پاکی مادر
مسلمانان شک کنید به الله تعالی شک کردیم به عمل خداوند شک کردیم.
حالا می خواهم در مورد آیه الله تعالی می فرماید: ای زنان پیامبر اگر زندگی دنیا را می خواهد....
چند سئوال بکنم...
۱. وقتی که زنان پیامبر (ص) گفتند که ما رسول خدا را می خواهیم و آخرت را چرا خداوندی که از منافقان
رسول خود را آگاه می کرد در مورد زنانش آن حضرت را آگاه نکرد..؟
۲. آیا شما با این که می دانی زنی که می خواهی به ازدواج کنی زن... است آیا حاضر هستی با او
ازدواج کنی که این تهمت را به رسول خدا می زنی..؟
در این جا می خواهم آیه های از قرآن برای بیارم..
درسوره احزاب آیه 58 درهمین رابطه می فرماید . (وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ
احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً) (الأحزاب:58) (و آنها كه آزار میدهند زنان و مردان مؤمن را به تهمت عمل بدی
كه انجام نداده اند پس بدرستیكه بردوش خود بار گرانی از گناه آشكار و پنهان را نهادند ).....
یا وقتی در آیات زیر می خوانیم : (إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَهِ
وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ) (النور:23) ( و كسانیكه اتهام به بد كاری میدهند زنان نیكوكار ایمان آورنده بی خبر از
همه جای را ، خدا آنها را در دنیا و آخرت لعنت میكند و برای آنها عذابی بزرگ است ) منظور از محصنات
غافلات مؤمنات حضرت عایشه است .پس ما چگونه بعد از آنكه خدا ( جل و علا ) به عایشه لقب های
عظیم میدهد .حی یكیش لقبهاى كه اگر یكى از آن در حق هر زنى دیگر نازل مى شد براى افتخارش
كافى بود . چگونه بعد از همه اینها به عایشه بد میگوییم ؟
مگر آنكه به قرآن ایمان نداشته باشد آیه می فرماید :(الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ
لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ ِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّأُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ) (النور:26) (زنان نا پاك لایق
مردان نا پاكند و مردان خبیث برای زنان خبیث استند و زنان پاك مال مردان پاكند و مردان پاك مال زنان
پاك اند آنها برئ اند از آنچه كه ( منافقان ) میگویند و برای آنها آمرزش و رزق كریم است )این آیه یعنی چه
؟ یعنی اگر عایشه خبیث بود باید نصیب خبیث می شد و اگر طیبه و پاك و پاكیزه بود باید حق طیب و پاك
میشد و این آیه در باره عایشه است زیرا از برائت او از تهمت صحبت میكند .خوب آدمهای حسابی !
عایشه نصیب كی بود از لحظه بلوغ نصیب رسول خدا شد و پیامبر در حالی از جهان فانی رحلت نمود كه
سرشان بر سینه عایشه بود و پس از وفات رسول الله حضرت عایشه تا آخر عمر شوهر هم نكرد و در
همان اطاق كه ده سال با پیامبر سپری كرده بود باقی عمر را نیز به سر برد و پیامبر در حق او فرموده كه
( او زن من در بهشت است ).و این اظهر من الشمس است ، كه بعد از خدیجه ، عایشه بیش از زنان
دیگر عزیز و مورد توجه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بوده است . روزی كه افترا زدن به عایشه وارد
زبانها شد حضرت عمر رضی الله عنه به حضرت محمد صلی الله علیه آله وسلم عرض كرد . ( یارسول الله
تو یادت میآید كه یكبار در نماز ، لباست آلودگی داشت و جبریل بتو خبرداد خوب خدائی كه راضی نشده
آلودگی را در لباس تو ببیند چطور امكان دارد كه زنت را ، شریك زندگیت را ، آلوده ببیند و خبرت ندهد .)
--------------------------------------------------------------
حالا اگرکسی به همسران رسول خدا تهمت بزند آیا مسلمان هست خود قضاوت کنید..
منتظر نظر شما هستم...
أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ﴾. (الأحزاب: 6). «پيامبر نسبت
به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است; و همسران او مادران آنها (مؤمنان)
محسوب مىشوند».
همچنین به او گفته شد خداوند در مورد همسران پیامبر میفرماید: ﴿يَا
أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ
أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً * وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ
الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً﴾. (الأحزاب: 28 ـ
29). «ای پیغمبر به همسران خود بگو: اگر شما زندگی دنیا و زرق و
برق آن را میخواهید، بیائید تا به شما هدیهای مناسب بدهم و شما را
به طرز نیکوئی رها سازم. و اما اگر شما خدا و پیغمبرش و سرای
آخرت را میخواهید خداوند برای نیکوکاران شما پاداش بزرگی را
آماده ساخته است».
و شیعه و سنی همه بر این اتفاق نظر دارند که پیامبر –صلى الله عليه
وآله وسلم- از زنان نهگانهاش هیچ کدام را طلاق نداد، و این آیهها به
پیامبر –صلى الله عليه وآله وسلم- میگویند که اگر زنان او زینت دنیا
را انتخاب می کنند آنها را طلاق بدهد و اگر خدا و رسول او و جهان
آخرت را انتخاب کردند آنها را به عنوان همسر خود نگاه دارد. پس آیا
کافر و منافق زندگی آخرت را بر زندگی دنیا ترجیح میدهد؟! جواب
را به عقلا واگذار می کنیم ...! – عیاذاً بالله – اگر عایشه در دل خود
نفاق را پنهان میکرد آیا خداوند نمیدانست؟ پس چرا خدا به پیامبر
خبر نداد و تا وقتی پیامبر وفات کرد عایشه همسر او و امالمؤمنین
بود؟!
بانو عايشه بنت ابي بكر الصديق
ايشان در حالي كه دوشيزه اي باكره بود به ازدواج
رسول صلى الله عليه وسلم در آمد و آن حضرت
بجز ايشان هرگز با دوشيزه باكره ديگري ازدواج
نفرمودند. بانو عايشه با ذكاوت ترين و حافظ ترين
زنان رسول صلى الله عليه وسلم بودند و حتي مي
توان گفت علم ايشان از اكثريت مردان و يا اصحاب
رسول صلى الله عليه وسلم بيشتر بود، تا جايي
كه بسياري از بزرگان و علماي اصحاب رسول صلى
الله عليه وسلم هنگام بروز مشكلات در احكام نزد
ايشان مي آمدند و در حل مشاكل از ايشان مدد
مي جستند. از ابوموسي اشعري رضى الله عنه
روايت مي شود كه گفت: هرگاه بر ما يعني اصحاب
رسول صلى الله عليه وسلم در مورد احاديث
مشكلي بروز مي نمود، در مورد آن از عايشه رضى
الله عنها سوال مي كرديم و همواره نيز نزد او از آن
احاديث علمي مي يافتيم.
و ابو الضحي از مسروق روايت مي كند كه: ((ديدم
كه بزرگان اصحاب رسول صلى الله عليه وسلم در
مورد فرايض از عايشه سوال مي نمودند.))
و عروه بن زبير مي گويد: ((هرگز زني داناتر از
عايشه در علم فقه، طب و شعر نديده ام.))
و هرگز جاي تعجب نيست، كتب حديث همه و همه
به علم سرشار و عقل و تيزهوشي او شهادت مي
دهند، زيرا از هيچ كدام از اصحاب رسول صلى الله
عليه وسلم به اندازه عايشه حديث روايت نشده
است مگر دو نفر، يعني ابوهريره و عبدالله بن عمر
رضي الله عنهما.
و رسول صلى الله عليه وسلم عايشه را از همه
زنان ديگرش بيشتر دوست مي داشت. اما همواره
بين او و زنان ديگرش جانب عدل را رعايت نموده و
مي گفت: ((خداوندا در مورد آنچه بدست من و در
اختيار من است عدل را رعايت نمودم پس در مورد
آنچه كه در مورد آن اختياري ندارم مرا مواخذه
مكن.))
و هنگامي كه آيه تخيير (اختيار) نازل شد رسول
صلى الله عليه وسلم در ابلاغ اين آيه از بانو عايشه
آغاز نمود و گفت: ((مي خواهم كه مسئله اي را با
تو عنوان كنم پس در مورد آن عجله نكن و ابتدا با
پدر و مادرت مشورت كن.)) و بانو عايشه مي گفت:
((او مي دانست كه پدر و مادرم هرگز بر جدايي من
از او امر نمي دهند.)) و آنگاه امر خداوند را بر او
قرابت نمود. )يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ
تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا)(الأحزاب: من الآية28)
(معني): ((اي پيامبر به زنان خود بگو كه اگر شما
زندگاني و زيور دنيا را طالبيد، پس بياييد تا من شما
را به خوبي طلاق دهم)).
و بانو عايشه جواب داد: آيا مي خواهي كه من در
اين مورد از پدر و مادرم امر بگيرم؟!! همانا من
خداوند، رسول او در دار آخرت را اختيار كرده ام.))
و به راستي كه نسبت دامادي رسول صلى الله
عليه وسلم به ابوبكر رضى الله عنه، بزرگترين منت
و پاداشي بود كه (صديق) در تمام زندگيش بدان
نائل آمد. و به همين صورت اين مصاهره و دامادي
يكي از بزرگترين طرق نشر سنت مطهره، فضايل
زناشويي، احكام شريعت و مخصوصاً احكام
شرعي متعلق به زنان بود كه در مورد آن در باب
حكمت تعليمي سخن رانديم.
داستان تهمت به حضرت عايشه
حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در هر سفر
یكی از همسران خویش را به همراه می بردند در باز
گشت از سفری حضرت عایشه رضی الله عنها همراه
ایشان بودند و در یكی از استراحتگاههای وسط راه
حضرت عایشه از كجاوه ( اتاقكی كه بر روی شتر قرار
میدادند ) خارج شدند و برای قضای حاجت از كاروان دور
رفتند ناقوس حركت در این بین به صدا در آمد و شتربان
كجاوه را بربالای شتر قرار داد غافل از اینكه عایشه در
میان آن نیست و ساربان كاروان را به حركت در آورد .
عایشه رضی الله عنها كه برگشت دید كه ای داد و بیداد
كاروان رفته است چون یقین داشت بدنبالش خواهند آمد
در جای خود نشست . قانون این بود كه همیشه پشت
سركاروان و بافاصله فردی حركت میكرد تا اشیاء بجامانده
را جمع آوری كند در آن سفر این وظیفه به حضرت صفوان
محول شده بود او وقتی به عایشه رسید گفت ( سبحان
الله زن رسول خدا ) و دیگر بدون آنكه كلمه ای بگوید
شتر را خواباند تا عایشه بنشیند و دهانه شتر را گرفت و
حركت كرد تا به كاروان رسید اما همین اتفاق ساده
سوژه خوبی برای منافقان بود كه بگویند بله زن جوان
است و مرد جوان و از این حرفها كه قلم را نمی رسد كه
جسارت كند و بنویسد اما حرفها كه پخش شد و تا آنكه
آیات برائت عایشه در سوره نور نازل شد و درقسمتی از
آیات آمد . (إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَهُ فِي الَّذِينَ
آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَهِ (النور:19) (آنان كه
دوست دارند تا فاش شود تهمت بدكاری در بین ایمان
آورنده گان برای آنها در دنیا و آخرت عذابی درد ناك
است .) درسوره احزاب آیه 58 درهمین رابطه می
فرماید . (وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا
اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً) (الأحزاب:58) (و
آنها كه آزار میدهند زنان و مردان مؤمن را به تهمت عمل
بدی كه انجام نداده اند پس بدرستیكه بردوش خود بار
گرانی از گناه آشكار و پنهان را نهادند ) بهر حال ما این
آیات را نیاوردیم كه حضرت عایشه را از زنان مبرا كنیم
خوشبختانه در این مورد كسی با ما اختلاف ندارد ما آیه
را شاهد آوردیم تا مطلب دیگری از آن گواهی بیاوریم
نخست اینرا بگویم كه شیعه نیز در اینكه آیات فوق در
حق عایشه است با ما متفق است پس توجه كنید خدا
چه می گوید .
(وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ)(الأحزاب:58)
(كسانیكه آزار میدهند ( باتهمت زدن ) زنان و مردان
مؤمن را ) منظور از مؤمنات در اینجا حضرت عایشه و از
مومنین حضرت صفوان است پس خدا كه آنها را از زمره
مومنین و مومنات می نامد آیا برایمان حقی باقی می
ماند.كه ایشان را كافریا منافق بدانیم . یا وقتی در آیات
زیر می خوانیم : (إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ
الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ)
(النور:23) ( و كسانیكه اتهام به بد كاری میدهند زنان
نیكوكار ایمان آورنده بی خبر از همه جای را ، خدا آنها را
در دنیا و آخرت لعنت میكند و برای آنها عذابی بزرگ
است ) منظور از محصنات غافلات مؤمنات حضرت عایشه
است .پس ما چگونه بعد از آنكه خدا ( جل و علا ) به
عایشه لقب های عظیم میدهد .حی یكیش لقبهاى كه
اگر یكى از آن در حق هر زنى دیگر نازل مى شد براى
افتخارش كافى بود . چگونه بعد از همه اینها به عایشه
بد میگوییم ؟و او را منافقه و مغرض می شناسیم ؟ باز
گوئی این ماجرا در قرآن با آیه ای پایان می یابد كه اگر
مسلمانان با دقت به آن توجه كنند دیگر از میان آنها
كسی پیدا نخواهد شد كه در حق حضرت عایشه زبان
درازی كنند . مگر آنكه بنام مسلمان و در دل منافق
باشد . مگر آنكه به قرآن ایمان نداشته باشد آیه می
فرماید :(الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ
لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّأُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ
مَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ) (النور:26) (زنان نا پاك لایق مردان نا
پاكند و مردان خبیث برای زنان خبیث استند و زنان پاك
مال مردان پاكند و مردان پاك مال زنان پاك اند آنها برئ
اند از آنچه كه ( منافقان ) میگویند و برای آنها آمرزش و
رزق كریم است )این آیه یعنی چه ؟ یعنی اگر عایشه
خبیث بود باید نصیب خبیث می شد و اگر طیبه و پاك و
پاكیزه بود باید حق طیب و پاك میشد و این آیه در باره
عایشه است زیرا از برائت او از تهمت صحبت
میكند .خوب آدمهای حسابی ! عایشه نصیب كی بود از
لحظه بلوغ نصیب رسول خدا شد و پیامبر در حالی از
جهان فانی رحلت نمود كه سرشان بر سینه عایشه بود
و پس از وفات رسول الله حضرت عایشه تا آخر عمر
شوهر هم نكرد و در همان اطاق كه ده سال با پیامبر
سپری كرده بود باقی عمر را نیز به سر برد و پیامبر در
حق او فرموده كه ( او زن من در بهشت است ).و این
اظهر من الشمس است ، كه بعد از خدیجه ، عایشه
بیش از زنان دیگر عزیز و مورد توجه پیامبر صلی الله علیه
و آله وسلم بوده است . روزی كه افترا زدن به عایشه
ورد زبانها شد حضرت عمر رضی الله عنه به حضرت محمد
صلی الله علیه آله وسلم عرض كرد . ( یارسول الله تو
یادت میآید كه یكبار در نماز ، لباست آلودگی داشت و
جبریل بتو خبرداد خوب خدائی كه راضی نشده آلودگی را
در لباس تو ببیند چطور امكان دارد كه زنت را ، شریك
زندگیت را ، آلوده ببیند و خبرت ندهد .)
حضرت عمر در پایان این جمله فریاد زد . ( هذا بهتان
عظیم ) ( این افترائى بس بزرگ است .) وخداوند (ج) آیه
نازل كرد وحرف عمر راتایید فرمود و عیناً تكرار كرد. آیه
آمد كه( هذا بهتان عظيم ) سورة النور آية 16
كجاست عمر تا امروز ببیند كه برخى از مسلمین به
حضرت عایشه تهمتى بزرگتر از زنا را نسبت میدهند ؟ به
ام مومنان اتهام كفر و نفاق و ارتداد میاورند؟ كجاست
عمر تا نعره بزند .( سبحانك هذا بهتان عظيم ) سورة
النورآية 16 حالا كه او نیست بیایید اى مسلمانان یكصدا
براى حفظ ناموس پیامبر بگوییم .( سبحانك هذا بهتان
عظیم )بعضى از دانشمندان شیعه كه علم خویش را در
راه رشد مردم بكار نمى گیرند مثال عجیبى میاورند و مى
گویند . ( این تازگى ندارد كه زن پیامبرى فاسد باشد
بیش از این زن حضرت لوط و زن حضرت نوح نابكار بودند )
آنها در این دلیل تراشى به همان شیوه عجیب یعنى
قیاس خود متوسل مىشوند درجواب باید گفت .( این كه
حرف نشد ! زن حضرت لوط و نوح فاسد بودند كه بودند
به زن پیامبر چه ربطى دارد با این استدلال چرا زن
حضرت على نباشد ( استغفرالله ) ما الان گفتیم كه خدا
آلودگى را بردامان پیامبر خویش تحمل نمى كند وبه
همین دلیل است كه زن نوح را غرق كرد وبرسر زن لوط
باران آتش بارید اما با زن محمدصلی الله علیه وآله وسلم
چه كرد؟ محمد صلی الله علیه وآله وسلم تا لحظه مرگ
در اتاق عایشه در كنار عایشه بود خدا در باره زن پیامبر
ما جز خوبى نفرموده است . آخر اینها چه وجه تشابهى
بین حضرت عایشه وزنان حضرات نوح و لوط یافتند . حتى
ببینید بعد ها وقتى كه بین على و عایشه اختلاف بروز
كرد و على پیروز شد بر سرزن پیامبر باران آتش نباراند ویا
او را غرق نكرد بلكه با احترام تام او را به خانه پیامبر بر
گرداند پس این یك قانون كلى است كه خبیث باطیب
یكجا نمى توانند باشند چنانكه بین لوط بین نوح و زنش و
بین آسیه و فرعون جدائى افتاد و اگر تا آخر عمر یكجا
بودند این معنى را دارد كه یا هر دو پاكند ویا هر دو نا
پاك . تا نظر علماى شیعه چه باشد.
