تبليغاتX
اهل سنت خراسان - تطبيق عملى توسل مشروع (جايز) در عهد صحابه

تطبيق عملى توسل مشروع (جايز) در عهد صحابه

 

دعا عبادت است، چنانكه خداوند تبارك و تعالي دعا را عبادت ناميده فرمودند: )وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتـَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ((60) سورة غافر.

[پروردگار شما مىگويد: مرا به فرياد خوانيد تا بپذيرم. كساني كه خود را بزرگتر از آن مىدانند كه مرا به فرياد خوانند، خوار و پست داخل دوزخ خواهند گشت].

خداوند دعا را به عبادت تفسير نمودند، بلكه بطور صريح و واضح در حديثي كه امام احمد وأبوداود وترمذي ونسائي وابن ماجه وابن أبي حاتم وابن جرير وابن حبان وحاكم از رسول الله (ص) روايت كرده اند كه فرمودند: ((إنَّ الدعاء هو العبادة)). دعا همان عبادت است.

و امام أحمد از حديث ابىهريره t روايت مىكند كه رسول الله (ص) فرمودند: ((من لم يدع الله عز وجل يغضب عليه)).

كسيكه خدا را نخواند، خدا بر او خشم و غضب مىگيرد.

صحابه  از اين حديث چنان فهميدند كه هر كس غير از خدا را بخواند مشرك و كافر است، اگر هم طلب او از فرشته اي مقرب و يا پيامبري مرسل باشد، و آنـها اينكار را در شديدترين اوقات و مشكلات هم انجام نمىدادند.

در اين باره اين مثالي از زندگي صحابه بعد از وفات رسول الله (ص) مىزنيم.

در خلافت عمر t قحطي رخ داد، از عباس عم رسول الله (ص) درخواست شد تا از خدا برايشان طلب باران كند، وقتي در مصلّي بودند عمر t گفتد: ((اللهم إنا كنّا نتوسل إليك بنبينا فتسقينا، وإنا نتوسل إليك بعم نبينا فاسقنا … فيسقون)).

خدايا ما به رسول تو توسل مىكرديم، و تو بر ما باران فرود مىآوردي، و در حال حاضر به عموي پيامبرت توسل مىجوييم، پس خدايا بر ما باران فرود آور … و خدا بر آنها باران فرود مىآورد .

پس عباس t دعا مىكرد، و آنها آمين مىگفتند.

چرا صحابه مانند اهل زمان ما از مردگان طلب كمك و شفاعت نكردند؟ در حاليكه آنها داناترين و آگاهترين مردم به حلال و حرام بودند، آنها بودند كه پشت سر رسول الله (ص) به نماز ايستادند، و با او جهاد كردند، و با او به حج رفتند، و با او در مسجد نشسته خطبه گوش مىكردند، و آنها بودند كه از ادب و اخلاق او آموختند .

همچنين مسافرت بسوي قبور پيامبران يا أولياء ومانند آن جايز نيست، زيرا اينكار به شرك منتهي مىشود. پس به وسيله ها همان حكمي تعلق مىگيرد كه به اهداف و نيتها و مقاصد تعلق دارد.

به همين سبب مىبينيم كه رسول اكرم (ص) مسافرت بسوي قبرها را حرام نموده است: ((لا تشد الرحال إلاَّ إلى ثلاثة مساجد: المسجد الحرام ومسجدي هذا والمسجد الأقصى)).

سفر (بسوي مساجد) جايز نيست مگر بسوي سه مسجد: مسجد الحرام، و مسجد نبوي، و مسجد الأقصي.

و مقصود اين است كه سفر بسوي قبر شخص صالح و مانند آن صحيح نيست.

ما هم پيامبر را بيشتر از جان خود، و بيشتر از پدر و مادر و فرزند و اهل و مال خود دوست داريم، و صحابه  و اولياء و صالحين را نيز دوست مىداريم، همچنين كسىكه آنها را دوست داشت، او را دوست مىداريم، و كسيكه با آنها عداوت و دشمني نمود، با او دشمني مىكنيم، و مىدانيم كسىكه با ولي خدا دشمني كند، با خدا به جنگ پرداخته است.

پس آيا دوست داشتن و محبت اينها موجب آن است كه آنها را به جاي خدا پرستش كنيم؟! و آنان را شبيه و مانند خدا بدانيم؟! و به آنها توسل جوييم؟! و بر قبرهايشان طواف كنيم؟! و برايشان نذر و ذبح و قربانى كنيم؟!

از اينجا پي مىبريم و مىفهميم كه طلب غير از خدا به آنچه قدرت و توانائي آنرا ندارد شرك بخداي سبحانه و تعالي است، مانند كسيكه نزد قبر أولياء و صالحين آمده و از آنها طلب نياز بسياري كنند، مانند شفاي مريض، و بازگشت مسافر، و دادن فرزند به كسي كه عقيم و نازاست، و پيدا كردن گم شده، اگر هم بگويند ما معتقديم كه همه چيز از خداست.

پس اين معتقدات عينا شرك زمان جاهليت است كه قبلاً ذكر شده و شرك اكبر ناميده مىشود. و رسول الله (ص) براي مبارزه با آن مبعوث شدند.

دلائلي بر اينكه طلب از أولياء شرك اكبر است:

خداوند مىفرمايد: )فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا((18) سورة الجن.   [پس كسي را با خدا پرستش نكنيد].

)أحداً( اينجا نكره در سياق نهي است كه بر عموم دلالت مىكند، يعني: هيچ چيز با خدا پرستش نمىشود، و اينكه طلب غير از خدا شرك اكبر است كه تمامي اعمال را نابود مىكند، خداوند مىفرمايد: )وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا((23) سورة الفرقان.

[ما به سراغ تمام اعمالي كه آنان انجام داده اند مىرويم و همه را همچون ذرات غبار پراكنده در هوا مىسازيم].

و همچنين مىفرمايد: )أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ(191)وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلاَ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ(192)وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاء عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ(193)إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(194)أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُواْ شُرَكَاءكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلاَ تُنظِرُونِ(195)إِنَّ وَلِيِّيَ اللّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ(196)( سورة الأعراف.

[آيا چيزهايي را انباز خدا مىسازند كه نمىتوانند چيزي را بيافرينند و بلكه خودشان هم آفريده مىشوند؟ انبازهاي آنان نه مىتوانند ايشان را ياري دهند و نه مىتوانند خويشتن را كمك نمايند. (اي بت پرستان) شما اگر انبازهاي خود را به فرياد خوانيد تا شما را هدايت كنند. پاسخ شما را نمىتوانند بدهند و خواسته شما را بر آورده كنند. براي شما يكسان است، خواه آنـها را به فرياد خوانيد، و خواه خاموش باشيد. بتهايي را كه بجز خدا فرياد مىداريد و مىپرستيد، بندگاني همچون خود شما هستند آنان را به فرياد خوانيد و اگر راست ميگوييد بايد كه به شما پاسخ دهند . آيا اين بت ها داراي پاهايي هستند كه با آنـها راه بروند؟ يا داراي دستهايي هستند كه با آنـها چيزي را برگيرند؟ يا چشم هايي دارند كه با آنـها ببينند؟ يا گوشهايي دارند كه با آنـها بشنوند؟ بگو: اين بتهايي را كه شريك خدا مىدانيد فرا خوانيد و سپس شما و آنـها همراه يكدگر در مورد من نيرنگ و چاره جوئي كنيد و اصلاً مرا مهلت ندهيد. بيگمان سرپرست من خدايي است كه اين كتاب (قرآن را بر من) نازل كرده است و اوست كه بندگان شايسته را ياري و سرپرستي مي كند].

همه اين آيه ها نصوص صريح و واضحي است در اينكه طلب غير از خدا شرك اكبر است كه فرد را از دايرة اسلام خارج مىكند.

نوشته شده توسط اهل سنت خراسان در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 13:12 | لینک ثابت |