﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾. (الأحزاب: 33).
«خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد».
قوی ترین دلیل شیعیان برای اثبات عصمت ائمه، همین آيهء قرآنی است و ملاحظه می فرمایید که این آیه ای کامل نیست بلکه قسمت آخر آیه ای است که در آغاز آن همسران پیامبر مورد خطاب قرار گرفتهاند: ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾. (الأحزاب: 33).
«و در خانه هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد; خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد».
پس نامگذاری این قسمت از آیه به آيهء تطهیر فریب و دروغ است، چون این آیه ای کامل نیست بلکه بخشی از یک آیه می باشد.
به هر حال شیعیان معتقدند که تطهیر (پاک کردن) و زدودن پلیدی به معنای معصوم بودن از اشتباه و گناه است؛ از این رو اهل بیت از گناه و اشتباه معصوم اند.
منظور ایشان از اهل بیت افراد مشخصی است که نخستین آنها علی و سپس به ترتیب فاطمه و حسن و حسین -رضي الله عنهم- می باشند و سایر اهل بیت پیامبر –صلى الله عليه وسلم- را معصوم نمی دانند
====================
اهل بيت
اهل هر خانه ای ساکنان آن خانه هستند که خانه آنها را در خود جای داده است؛ همانگونه که خداوند متعال میفرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا﴾. (النور: 27).
«اى كسانى كه ايمان آورده ايد! در خانه هايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد».
خواهر موسی -عليه السلام- به فرعون گفت: ﴿هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ﴾. (القصص: 12).
«آيا شما را به خانوادهاى راهنمايى كنم كه مىتوانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند و خيرخواه او باشند؟!».
اهل و خانواده مرد:
راغب اصفهانی میگوید: اهل مرد یعنی کسانی که با او در یک خانه زندگی مینمایند، سپس این کلمه را تعمیم داده اند و به خویشاوندان هم اهل بیت گفته اند. پس اهل و اهل بیت مشخص یعنی کسانی که با او در یک خانه زندگی می کنند. در نصوص قرآنی اهل به همین معنی آمده است؛ چنان که خداوند متعال میفرماید: ﴿قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيلٌ﴾. (هود: 40).
«(به نوح) گفتيم: «از هر جفتى از حيوانات (از نر و ماده) يك زوج در آن (كشتى) حمل كن! همچنين خاندانت را (بر آن سوار كن) ـ مگر آنها كه قبلا وعده هلاك آنان داده شده (همسر و يكى از فرزندانت) ـ و همچنين مؤمنان را!» اما جز عده كمى همراه او ايمان نياوردند!».
و برادران یوسف -عليه السلام- گفتند : ﴿وَنَمِيرُ أَهْلَنَا﴾. (يوسف: 65).
«و ما براى خانواده خويش مواد غذايى مىآوريم».
﴿مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ﴾. (يوسف: 88).
«اى عزيز! ما و خاندان ما را ناراحتى فرا گرفته».
تنگدستی و زیان، ما و خانوادهمان را فرا گرفته است، و یوسف ؛ گفت: ﴿وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ﴾. (يوسف: 93).
«و همه نزديكان خود را نزد من بياوريد!». اهل و خانوادة آنها، پدر یوسف -عليه السلام- و همسرِ پدرش و برادرانش بودند همانگونه که خداوند می فرماید: ﴿فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَاء اللّهُ آمِنِينَ * وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّداً وَقَالَ يَا أَبَتِ هَـذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقّاً﴾. (يوسف: 99 ـ100).
«و هنگامى كه بر يوسف ؛ وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت، و گفت: «همگى داخل مصر شويد، كه ان شاء الله در امن و امان خواهيد بود!». و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند; و همگى به تعظيم و اكرام براى آن دو به سجده (تعظيم نه عبادت) افتادند (چون سجده كردن براى تعظيم در شريعت يوسف -عليه السلام- جايز بود); و گفت: «پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلا ديدم».
در همة این شواهد قرآنی می بینی که کلمة «اهل» فقط بر کسانی اطلاق می شود. که در یک خانه زندگی می کنند. به هیچ عنوان خویشاوندان اهل به شمار نمیآیند.
زن از جملة اهل بیت و بلکه اولین عضو خانه است. بنابراین، به دلیل. 1 ـ لغت، 2 ـ شریعت، 3 ـ عرف، 4 ـ عقل، اهل مرد همسرش میباشد و بعد از اين دلائل ديگر دليلى و جود ندارد.
1- دليل لغت: راغب اصفهانی میگوید: وقتی میگویند: «اهل الرجل» یعنی زنش ... و «تأهل» یعنی ازدواج کرد. و از همین جاست آنچه میگویند که: أهلک الله فی الجنه: یعنی خداوند در بهشت به تو زنی بدهد و در آن برایت اهل و خانواده ای قرار دهد که گرد هم آیید. و در مختار الصحاح رازی میگوید: (اهل الرجل) یعنی مرد ازدواج کرد و وارد خانهاش شد و در آن نشست و جای گرفت؟ پس این هم دليل لغوى!
2- دلیل شرعی: در این آیات تأمل کنید: ﴿فَلَمَّا قَضَى مُوسَىالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ﴾. (القصص: 29).
«هنگامى كه موسى مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده اش (از مدين به سوى مصر) حركت كرد».
در آن وقت کسی جز همسرش همراه او نبود، پس اهل یعنی زن.
﴿قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَـذَا بَعْلِي شَيْخاً﴾. (هود: 72).
«ساره گفت: «اى واى بر من! آيا من فرزند مىآورم در حالى كه پيرزنم، و اين شوهرم پيرمردى است؟». فرشتگان در پاسخ او چه گفتند و او را به چه توصیف کردند؟ ﴿قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيد﴾. (هود: 73).
«فرشتگان گفتند: «آيا از فرمان خدا تعجب میکنی؟! اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است; چرا كه او ستوده و والا است!».
اگر ساره زن ابراهیم -عليه السلام- از اهل بیت ابراهیم -عليه السلام- نمی بود خداوند با این معجزه بر او رحم نمی کرد و بر او برکت نمی فرستاد سپس اسحاق -عليه السلام- در شکم او قرار گرفت و او حامله شد، پس تعجبی نیست (و از آن گذشته كسي در خانه نبود كه به آن اهل گفته شود و در خانه فقط ابراهيم و همسرش ساره -عليهما السلام- بود و خداوند فرمود اهل بيت و اين قویترين دليل است براى اثبات اينكه زن و همسر هر كس اهل بيت آن شخص است).
خواهر موسی -عليه السلام- به فرعون گفت: ﴿هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ﴾. (القصص: 12).
«آيا شما را به خانواده اى راهنمايى كنم كه مىتوانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند و خيرخواه او باشند؟!».
منظور خواهر موسی -عليه السلام- از اهل بیت چه کسی بود؟ آیا نخستین کسی که مد نظر او بود مادرش نبود، چون سرپرستی کودک شیرخوار را دایه و زنی که به او شیر می دهد به عهده دارد و در اینجا این کار به عهدة مادر موسی -عليه السلام- است؛ از اینرو خداوند می فرماید: ﴿فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلاَ تَحْزَنَ﴾. (القصص: 13).
«ما او را به مادرش بازگردانديم تا چشمش روشن شود و غمگين نباشد».
حتی همسر عزیز مصر خطاب به شوهرش گفت: ﴿قَالَتْ مَا جَزَاء مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوَءاً﴾. (يوسف: 25).
«آن زن گفت: «كيفر كسى كه بخواهد نسبت به اهل تو خيانت كند چيست؟» یعنی کسی که نسبت به زن تو ارادة بد داشته باشد.
آیات زیر چند آیه ای است دربارة لوط -عليه السلام- و همسرش که خداوند در همه جاهایی که سخن از نجات دادن لوط -عليه السلام- و همراهانش میکند، زنش را تحت مسمای اهل داخل میکند و اگر زنش جزو اهل او نمی بود، او را استثنا نمی کرد. (زیرا اگرجزو اهل بیت نباشد ديگر نيازى به استثناء نيست. ويراستار) . خداوند میفرماید: ﴿فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ﴾. (الأعراف: 83).
«(چون كار به اينجا رسيد،) ما او و خاندانش را رهايى بخشيديم; جز همسرش، كه از بازماندگان (در شهر) بود».
﴿قَالُواْ يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ﴾. (هود: 81).
«(فرشتگان عذاب) گفتند: «اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توايم! آنها هرگز دسترسى به تو پيدا نخواهند كرد! در دل شب، خانواده ات را (از اين شهر) حركت ده! و هيچ يك از شما پشت سرش را نگاه نكند; مگر همسرت».
﴿فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِينَ﴾. (النمل: 57).
«ما او و خانواده اش را نجات داديم، بجز همسرش كه مقدر كرديم جزء باقىماندگان (در آن شهر) باشد!»
﴿قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطاً قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِين﴾. (العنكبوت: 32).
«(ابراهيم) گفت: «در اين آبادى لوط است!» گفتند: «ما به كسانى كه در آن هستند آگاه تريم! او و خانواده اش را نجات مى دهيم; جز همسرش كه در ميان قوم (گنهكار) باقى خواهد ماند».
﴿لاَ تَخَفْ وَلاَ تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلاَّ امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ﴾. (العنكبوت: 33).
«هنگامى كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از ديدن آنها بد حال و دلتنگ شد; گفتند: «نترس و غمگين مباش، ما تو و خانواده ات را نجات خواهيم داد، جز همسرت كه در ميان قوم باقى مى ماند».
خداوند استثناء را تکرار کرد با اینکه هر دو آیه به هم نزدیک هستند و در میانشان فقط یک آیه قرار دارد: ﴿وَإِنَّ لُوطاً لَّمِنَ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ * إِلاَّ عَجُوزاً فِي الْغَابِرِينَ﴾. (الصافات: 133 ـ135).
«و لوط از رسولان (ما) است! و به خاطر بياور زمانى را كه او و خاندانش را همگى نجات داديم، مگر پيرزنى كه از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)!».
اگر عربهایی که قرآن بر آنها نازل شده می توانستند کلمة «اهل» را به چیزی دیگر غیر از همسر معنی کنند و بی آن که همسر را در مفهوم اهل مدنظر داشته باشند اهل را معنی کنند، انگیزه ای برای تکرار استثنای همسر لوط از اهل نبود. پس بدین خاطر بر استثنای زن لوط در هر باری که اهل او ذکر می شود اصرار و پافشاری شده است.
3- دلیل عرف: اطلاق لفظ «اهل» و اینکه منظور از آن همسر باشد تا به امروز متداول و متعارف است؛ مثلاً اگر کسی بگوید: (جاءت معي أهلي). «اهل من به همراهم آمد»، منظورش زنش است و مردم هم می فهمند که منظور او زنش می باشد. (تا بحال در دولتهاى عربى اگر كسى اين جمله را گفت همه می فهمند كه منظور همسر است).
4- دلیل عقلی: هر مردی خانه اش را با همسرش آغاز میکند! و هر خانواده ای با پدر و مادر و مرد و زن شکل میگیرد. و می توان قبل از آنکه فرزندان به دنیا بیایند زن را اهل و خانواده نامید حتی اگر آن مرد پدر و مادر و برادری نداشته باشد و تنها زنش باشد. پس زن اولین کسی هست که در خانه کلمة اهل بر او اطلاق میگردد! و او اولین اهل بیت مرد! و نخستین فرد خانوادة اوست؛ از اینرو به زن گفتهاند: کدبانو. و زن تنها اهل مرد یا از اهل بیت او نیست و بلکه بانوی خانه است. بنابراین زن، اهل مرد و از جملة اهل بیت اوست پس به چه دلیلی همسران پیامبر -صلى الله عليه وسلم- از اهل بیت او قرار نمیگیرند؟! زن موسی -عليه السلام- اهل اوست و زن ابراهیم -عليه السلام- از اهل و خانوادة ابراهیم -عليه السلام- به شمار میآید، همسر عمران اهل اوست و همسر لوط -عليه السلام- از اهل اوست و زنان همة مردم از اهل بیت آنها هستند بجز پیامبر –صلى الله عليه وسلم- که زنان پاک او نباید اهل بیت او باشند!!! این شیعیان با چه زبانی سخن میگویند؟!
================
اهل پيامبر، خانهی پيامبر، خانه های پيامبر –صلي الله عليه وسلم-
خداوند می فرماید: ﴿وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾. (آل عمران: 121).
«و (به ياد آور) زمانى را كه صبحگاهان، از ميان خانواده خود، جهت انتخاب اردوگاه جنگ براى مؤمنان، بيرون رفتى!».
این اهلی که پیامبر –صلى الله عليه وسلم- صبح از نزد آنها به سوی میدان جنگ می رود چه کسانی هستند؟ آیا افرادی نیستند که با پیامبر در یک خانه زندگی می نمایند؟ تنها آنها همسران او هستند نه افرادی دیگر که در خانة او زندگی نمی کنند؛ خانه ای که خداوند دربارة آن می فرماید: ﴿كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ﴾. (الأنفال: 5).
«همانگونه كه خدا تو را بحق از خانه (به سوى ميدان بدر،) بيرون فرستاد، در حالى كه گروهى از مؤمنان ناخشنود بودند». خانة پیامبر مستقل بود و او در آن میخوابید و استراحت میکرد و غذا می خورد و هر آنچه که یک مرد در خانه اش انجام می دهد، او هم آن را در خانة خود انجام میداد. و در این خانه فقط همسران او بودند نه کسانی دیگر. همة فرزندان پیامبر –صلى الله عليه وسلم- قبل از نزول این آیه وفات یافته بودند و از میان دخترانش هم، بعضی وفات یافته و بعضی ازدواج کرده و از خانة او بیرون رفته بودند. پیامبر به تعداد زنانش خانه داشت و هر زنی برای خود خانه ای کوچک داشت. و خداوند گاهی این خانه ها را به زنان پیامبر –صلى الله عليه وسلم- نسبت میدهد و گاهی به خود پیامبر. پس خانه های پیامبر خانه های زنان او هستند و خانه های زنانش خانة او می باشند. پس چگونه یک خانه به فردی تعلق دارد و با وجود این آن فرد از اهل بیت و از اهل خانه شمرده نمیشود؟
اهل خانه های زنان پیامبر، همین همسران هستند و خانة پیامبر همان خانة همسران اوست و آنها اهل بیت پیامبر –صلى الله عليه وسلم- هستند؛ همان طور که خداوند می فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ﴾. (الأحزاب: 53).
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! در خانه هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما براى صرف غذا اجازه داده شود، و در انتظار وقت غذا ننشينيد».
سپس خداوند در همین آیه آدابی را که مؤمنان باید در برخورد با اهل این خانه ها یعنی با همسران پیامبر -صلى الله عليه وسلم- رعایت کنند، بیان میدارد و می فرماید: ﴿وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ﴾. (الأحزاب: 53).
«و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (بعنوان عاريت) همسران پيامبر مىخواهيد از پشت پرده بخواهيد; اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است».
و خطاب به همسران پیامبر -صلى الله عليه وسلم- در حالی که خانه ها را به آنها نسبت می دهد می فرماید: ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاَةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً * وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفاً خَبِيراً﴾. (الأحزاب: 33 ـ34).
«و در خانه هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد; خداوند فقط مى خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد. آنچه را در خانه هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مىشود ياد كنيد; خداوند لطيف و خبير است!».
در این آیه دقت کنید که خداوند فرمود: ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ﴾.
«و در خانه هاى خود بمانيد». سپس فرمود (اهل البیت): «اهل خانه» سپس می فرماید: ﴿وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ﴾.
«آنچه در خانه هاى شما از آيات قرآن و حكمت و دانش خوانده مى شود ياد كنيد».
یعنی منظور از اهل بیت کسانی هستند که در این آیه و در آیة بعد مورد خطاب قرار گرفتهاند. و خانة پیامبر –صلى الله عليه وسلم- همان خانة همسرانش میباشد. از آنجا که این خانه ها زیاد بودند به صیغة جمع به او نسبت داده شدهاند و گفته شده: «خانه های پیامبر» و همین خانه ها، خانه های همسران او بودند و هیچ فرقی نمی کرد.
و اهل این خانه، پیامبر و همسرانش بودهاند. پس به چه حقّی ما این همسران پاک پیامبر و مادران مؤمنان را از «اهل بیت» پیامبر -صلى الله عليه وسلم- بیرون میکنیم؟!
======